دسته: دسته‌بندی نشده

  • قایقِ دریا

    دریایم و دل در غمِ یک قایقِ تنهاآرام نشستم که نلرزد، دلِ دریا هر موجِ دلم خواست به آغوش بگیردترسید که قایق شکند در خمِ دریا آرام شدم تا که گذر کردی و رفتیآسوده به ساحل برسی، آخرِ دریا طوفان و مهِ تیره زِ پیشِ تو گرفتمتا ماه بتابد به ره قایقِ دریا آن نور…